جونکوک: دروغ گو تو اصلا حتی پیانو نداری

جونکوک: دروغ گو تو اصلا حتی پیانو نداری
ا.ت:من....میشه درکم کنی؟من مجبورم با یه نفر که ۱۰سال ازم بزرگ تره ازدواج کنم
و فردا مراسم داریم
جونگ کوک:باشه درکت کردم..ولی...چرا ..بامن اینجوری رفتار میکنی
ا.ت:*بوس به گونه کوک*ببخشید
جونگ‌کوک: من حلش میکنم ولی باید کمکم کنی اگه امشب خودتو در اختیارم بزاری میتونم کمکت کنم
ا.ت:ممکنه با کره گی م رو از دست بدم
جونگ‌کوک: میدونم چیکار کنم فقت یکم خوش گذرونیه دیگه
ا.ت :ولی چجوری ؟
جونگ‌کوک: از اونجایی که من ولیعهد م اگه قبلش پیشنهاد ازدواج بهت بدم تو صاحب پیدا میکنی و هم ملکه میشی ولی اول باید مراسم برگذار شه و یعد من پیشنهاد بدم
ا.ت:مطمعنی؟توکه....حتی دوس م نداری
جونگ‌کوک: هم....اینجور فک میکنی؟ تو کسی که دوست نداری رو بوس میکنی؟
ا.ت:نه
جونگ‌کوک: خب پ
ا.ت:خب.....منم از موقعی که دیدمت دلم لرزید.خب دیگه بیا از اتاق بریم بیرون
جونگ‌کوک: باشه

پرش زمان به میز چایی:

پادشاه:خب..ا.ت میبینم داری با این موضوع کنار میایآ
ا.ت:بله..سرورم...
دیدگاه ها (۰)

پادشاه:خب...فردا مراسم فک کنم بدونیا.ت:بله..میدونمپاشاه:باید...

پرش زمان به مراسم:لورد:سلام بانو من*بوسه به دست*ا.ت:س...لامپ...

جونگ‌کوک ویو:وقتی چشمام باز شد صورت ا.ت تو صورتم بودوبدن شکن...

ملت:شب خوش ولیعهد و بانوجونگ کوک ویو:دمباله ا.ت رفتم اتاق نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط