به انتظار که می‌نشینم

به انتظار که می‌نشینم
در گلوی بغض گیر می‌کنم.. تا
از نو وارثِ اوهامِ کج خیالی شوم که
کمر به قتلِ آرامش نگاهم بسته‌اند...

به انتظار که می‌نشینم،
نم کشیدۀ عبور اشکی می‌شوم که
از بستر نبودنت طغیان کرده است.. تا
پیش بینی کنم خودم را
در مبادای علف‌هایی که
روی فردای تنهایی‌ام سبز می‌شوند..

تو کماکان دیر می‌کنی.. و
من هنوز پایم را
از انتظار آن طرف نمی‌گذارم..
تنها کمی با خیالت درد دل می‌کنم تا
حساب سرانگشتیِ دلتنگی از دستم در برود..

هنوز به انتظار نشسته‌ام.. تنها
کمی از ابتدای شعر، حقیرتر شده‌ام.
دیدگاه ها (۱۶۳)

•✦✨ کلام الله ✨ ✦• ❖✨ ﷽ ✨ ❖⁉ ️ عدالت و انصافم کجاست؟!↯↻↯↻↯...

رها نمی کنم جهانی را کهبنا کرده ام بر مدار آغوشت..آنقدر دور ...

#بوسه_بر_تنهایی...تنم آراسته استاز زخمهایی که نادیده گرفتمام...

15:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل:لیلی چشمانش را...

نظیر تنها شاعر کرد زبان عراقی

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط