کودک که بودم

کودک که بودم؛
گمان میکردم
سردتر از بستنی
چیزی وجود ندارد..
حال که فکر میکنم
میبینم سرد تر از بستنی،
قلب آدمهاییست
که تا میفهمند دوستشان داریم
مارا ترک میکنند..!
دیدگاه ها (۷)

مونالیزاِ بی لبخند شیرازِ بی حافظیهپاییزِ بی باراندریاِ بی م...

روزایی که داریش،به نداشتنش فکر کن...به اینکه غر زدنات و قهرا...

#Eshgha❤

#zendgiiiiii

پارت14:دفترچه گمشده. چند هفته بعد از عملیات نجات گذشته بود. ...

سلام شومبوس گومبولیای خوشتیپ و خوشگل و ناز من چه خبرررر من ی...

به تازگی خیالی سراغم آمده که هر ان چیزی در خصوص «عشق» میبین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط