تکلیف چشمانم،
تکلیف چشمانم،
هیچ گاه با تو روشن نبود...
تا بودے
نمناک بود...
جویبار بود...
ابر بود...
باران بود...
مثل قدیم
زاینده رودے روان بود...
حال که نیستے
خشک شد...
حیران شد...
گود نشست ،
ویران شد...
برهوتے تشنه،
کویر لوطے عریان شد...
تکلیف این چشمانم
هیچ گاه
با تو روشن نشد که نشد.. ..!
هیچ گاه با تو روشن نبود...
تا بودے
نمناک بود...
جویبار بود...
ابر بود...
باران بود...
مثل قدیم
زاینده رودے روان بود...
حال که نیستے
خشک شد...
حیران شد...
گود نشست ،
ویران شد...
برهوتے تشنه،
کویر لوطے عریان شد...
تکلیف این چشمانم
هیچ گاه
با تو روشن نشد که نشد.. ..!
- ۲۵۷
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط