دلِ خود چون به سرِ زلفِ تو دیدم گفتم؛

دلِ خود چون به سرِ زلفِ تو دیدم گفتم؛
ای خوش آن دم که پریشان به پریشان برسد...

‎‌‌‌‌‌‎
دیدگاه ها (۲۳)

چشمانِ تو را حرفے نیست...ڪَلہ ازسوزِ نڪَاهت دارم ...!

اَمر بِه •مَعروفَـــــم• نَکن...مَعروفِ مَن •چِشـــــمانِ• ت...

#زن ...میوه ی ممنوعه استمیدانی؟اما ...! از وسوسه ی یک سیب سر...

من از میان واژه های زلالدوستی را برگزیده‌امآن‌ جا کهبرف‌ های...

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

#از تو گفتم غزلی تازه که جانانِ منینوش دارویِ دل و قلبِ پریش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط