لره دکتر میشه

لره دکتر میشه

از اتاق عمل میاد بیرون...



پسره میپرسه حال پدرم چطوره؟
لره میگه : پدرت دچار فراموشی شده،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، چشماشو از دست داده...

پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و گریه میکنه...
لره میگه شوخی کردم بابات مرد
دیدگاه ها (۲)

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))پارت:۱۱(ویو تهیونگ)تویه اتاق جلسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط