مجنون باانگشت روی خاکـــ مینوشت...

مجنون باانگشت روی خاکـــ مینوشت...
لیلی.... لیلی.... لیلی...
پرسیدند چه میکنی
گفت چون میسر نیست من را کام او
عشق بازی میکنم بانام او....
دیدگاه ها (۲)

رشته محبت را باید به ضریح دلی بستکه خیال کوچ کردن نداشته باش...

+منـ همین الان :)

ّاگر میخواهی شخصیت واقعی یک انسان را بشناسیبه حرفهایی که دیگ...

در زندگی نه گل باش که اسیر خاک شویو نه باران باش که به خاک ب...

پای سگ بوسید مجنون!!!خلق پرسیدند این چه کاری است؟گفت؛این سگ ...

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست؟درجوابم این چنین گفت و گریست:لی...

لیلی:: دیده بودمت...ویل:: چی؟(متعجب)لیلی:: من دختر معمولی ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط