نمی خواهم بجنگم 

نمی خواهم بجنگم 
تو را می خواهم تنگ در آغوش گیرم
نمی خواهم بجنگم
می خواهم بازی دیگری کنم که در آن
به جای جنگیدن
همدیگر را در آغوش می فشارند
و می توان غلتان بر قالیچه یی خندید
و می توان هم را بوسید و بغل زد
آن جایی که انگار
همه پیروزند
دیدگاه ها (۱)

ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگرتا بسوی عالم مستی زنم گام...

زن ها دنیایشان ارغوانی ستگاهی تمام یک عصر پاییز را در تنهایی...

اگر در دل کسی جایی نداری، فرش زیر پایش هم نباش...جایی که بود...

‏. سلام . و هزاران د...

«دیگر توانِ برپا کردهمه در حالِ دویدن هستند، همه در حالِ خند...

آغوش فقط تماس دو بدن نیست؛آغوش، پیامی به سیستم عصبی انسان اس...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط