گوجه فرنگی یونو؟؟....

گوجه فرنگی یونو؟؟....

چند دقیقه ای بود که به هم خیره شده بودن...مگه مورد علاقه ترین آدم زندگیت جلوت باشه میتونی بهش نگاه نکنی؟...امکان نداره...قطعا میتونی ساعت ها بهش خیره بشی انقدر تا بدنت خسته بشه و پنجره های چشمت رو ببنده...دست مردونه و گرم سونگمین روی دست ا.ت نشست...به آرومی اون رو بالا آورد و بوسه ای روش گذاشت
-لعنتی...هر وقت میبینمت سست میشم...
دختر روبه روش خنده های ملایمی کرد...دستش رو از بین دستش بیرون کشید و دور کمرش حلقه کرد...پتو با حرکت دست سونگمین روش قرار گرفت و پوست خنکش رو لمس کرد...نگاه هردو ناخودآگاه روی لب هم میوفتاد...مثل آهن ربا همو جذب میکردن...ا.ت دیگه نمیتونست فقط به اون لبای صورتی نگاه کنه، مال خودش بود، ولی بازم تحمل سخته!...چرخید و جسم ظریفش بالای سر سونگمین قرار گرفت...صدای پوزخند همزمان هردوشون زندگی رو به جریان انداخت...دستهای مرد حصاری دور کمرش کشید و فاصله رو به حداقل رسوند...و لحظه آخر...هردو به سمت هم خم شدن و لباشون رو به هم فشردن...لب هایی که از حرارت میسوختن گرسنه و حریص ترشون می‌کرد...زبون و لب هاشون هماهنگ بازی میکردن...همه چی توی اوج بود...لمس ها بوسه های پی در پی،همه و همه که خیلی اتفاقی در اتاق باز شد...مادری که شیطونی های دخترشو میدید، نیشش تا حد ممکن باز شد و ابرویی بالا انداخت...بقیه در رو با شدت باز کرد که نگاه هر دو به سمت زنی که بین چهار چوب در ایستاده بود چرخید...تنها ویویی که مادر دخترک داشت دوتا گوجه فرنگی که روی هم بودن بود....
End:)

#kpop #kpoper #stray_kids #seungmin #senario
#کیپاپ #استری_کیدز #سونگمین #کیم #کیم_سونگمین #تک_پارتی #سناریو #سناریودرخواستی
دیدگاه ها (۴)

پدرخوانده²p⁵جونگکوک مات و مبهوت به ا.ت خیره موند. انگار یه س...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️۱۱:۵۹او دندان‌هایش را روی هم فشرد و دستش ر...

خون و عشق 🩸❤️ پارت چهارم لینو بعد از چند دقیقه از اون خیاب...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط