🔱 @... 🔱 🔱 :

🔱 @... 🔱 🔱 :
🔱 @... 🔱 🔱 :
من بودم و تنهایی و یک تار شکسته
بر ساحل غم زورق افکار نشسته

برپنجره می کوفت دوصد قطره باران
شلاق خزان نیز بر این پیکر خسته

همچون صف مژگان سیاهش رژه می رفت
در خاطر من خاطره ها دسته به دسته

یک لحظه خیال رخش آمد به سراغم
گویی که کنارم خود او بود نشسته

صد بار بغل کردم و بوسیدم و چیدم
صد غنچه ی خندان ز لب یار خجسته

گفتم که نبینم دگر ای شوخ پس از این
دست من از آن زلف سیاه تو گسسته

پر بود همه وقت شب از دلخوشی و عیش
بگشود شباهنگ به نا گه در بسته

افکار خوش از سر همه رفتند به سویی
من ماندم و تنهایی و یک تار شکسته..
دیدگاه ها (۱)

بگذار که در حسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوا...

خــُـــدا جـــونـم قسمبه بزرگیت نزاریِـہ عــــــاشــِــقْ یه...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت رامن دوست دارم زندگی با دست‌...

چہ حال مـزخـرفے دارم مــن نــہ مے تـوانـم "تـورا" داشتـہ بـا...

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 لایکـــــــــ♥فالویادتون ن...

🌹❤️🌹

🌹❤️🌹

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط