دشتخشکیدوزمینسوختوباران نگرفت
دشتخشکیدوزمینسوختوباران نگرفت
زندگی بعد تو برهیچکس آسان نگرفت
چشمم افتاد به چشم تو،ولی خیره نماند
شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت
جز خودم هیچکسی در غم تنهایی من
مثل فواره سر گریه به دامان نگرفت
دل به هرکس که رسیدیم سپردیم ولی
قصه ی عاشقی ما سروسامان نگرفت
هرچه در تجربه ی عشق سرم خورد به سنگ
هیچکس راه بر این رود خروشان نگرفت
مثل نور که به سوی ابدیت جاریست
قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت.
زندگی بعد تو برهیچکس آسان نگرفت
چشمم افتاد به چشم تو،ولی خیره نماند
شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت
جز خودم هیچکسی در غم تنهایی من
مثل فواره سر گریه به دامان نگرفت
دل به هرکس که رسیدیم سپردیم ولی
قصه ی عاشقی ما سروسامان نگرفت
هرچه در تجربه ی عشق سرم خورد به سنگ
هیچکس راه بر این رود خروشان نگرفت
مثل نور که به سوی ابدیت جاریست
قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت.
- ۱.۸k
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط