خبری نیست ولی منتظرم ؛ که بیاید، برسد، در بزند ...

خبری نیست ولی منتظرم ؛ که بیاید، برسد، در بزند ...
سر بچرخاند و با بغض بگوید: جانم رفتنم را کُشتم ...
دیدگاه ها (۱)

چشمانت حرف دل مرا هیچگاه نخواهد دید افکارم در آنسوی مرزها در...

بعضی ها را نوشتم ؛ شعر شدند! بعضی ها را نتوانستم بنویسم ، اش...

ندارمت اما... دوست داشتنت را عاشقم. اینکه شب با خیال خامی بخ...

همه شَب با دلِ دیوانه ی خود در حرفم چه کنم؟ جز دلِ خود نامه ...

《طبیعی است که اغاز ها زیبا باشند,زیرا منطقی نیست کسی نزدت بی...

بچه ها اینجا نمیشه زیاد پشت سر هم پست گذاشت ولی یه کانال دار...

📹 آیت الله العظمی جوادی آملی:«هیچ فکر می‌کردیم روزی برسد که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط