سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی …

سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی …

 او از نژاد جاده باشد و رفتنی …


آری روزها گذشت ؛ همان شد : او رفت و من شکستم …
دیدگاه ها (۴)

مزاج گرم و خشکلاغر اندام، زنگ چهره زرد، سفیدی چشم به زردی.اص...

‏و من هنوز در گیرودارِ نبودنتدوست داشتنتُ از یاد نبردم ...

‼️‌ گوشه‌ای از خاطرات رهبر شهید انقلاب، در زندان های ساواک# ...

✍پاسخ رهبر شهید به شهریاری را باید جماعت خود تحقیر صاحب منصب...

دوست داشتم این روزها دلم گرم باشد به قطعیتی حتی به ظاهر سطحی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط