سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی …

سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی …

 او از نژاد جاده باشد و رفتنی …


آری روزها گذشت ؛ همان شد : او رفت و من شکستم …
دیدگاه ها (۴)

مزاج گرم و خشکلاغر اندام، زنگ چهره زرد، سفیدی چشم به زردی.اص...

‏و من هنوز در گیرودارِ نبودنتدوست داشتنتُ از یاد نبردم ...

اگر زنده ماندم و یک روزیباهم در یک خانه چای خوردیم،برایت تعر...

آقا جانم قربان قدمهایتان...🖤🥀😔این روزها سخت مشغولیم تا به رس...

" لذّت دنيا داشتن کسى ست که دوست داشتن را بلد است .. به همين...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط