مرگ من روزی فرا خواهد رسید

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
با خزانی خالی از فریادو شور
دیدگانم همچو دالانهای سرد
گونه هایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریادو درد
دیدگاه ها (۲)

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

رها☘ مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر ...

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد: در بهاري روشن از امواج نور ...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نوردر زمست...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمس...

دیدگانم همچو دالانهای تار،گونه هایم همچو مرمرهای سرد،ناگهان ...

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستا...

مرگ من روزے فرا خواهد رسیددر بـهارے روشن از امواج نوردر زمـس...

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط