نگاهم به انتهای خیابان بود

نگاهم به انتهای خیابان بود.
به چهره‌های بهت زده‌ای که
در دو سمت خیابان،
در اندیشه رفتنی دیگر بودند...
و سکوتی که با هیچ فریادی شکسته نمی‌شد!
به ردِ پایی که مرا جا گذاشته بود.
به سایه‌ای که هر لحظه در چشمانم
ضعیف‌تر می‌نمود!
که گفتم دوستت دارم...

لال بودم و
زبانم دوستت دارم را از بر می‌خواند
گویا معجزه‌ای بود
به نام عشق...

همه شنیدند
اِلّا تو...
دیدگاه ها (۸)

منو ببخش اگه تو حرفهام منو ببخش اگه تو رو نمیبخشم و اگه همش...

I'm your patientI wish you indicateyour comence. بیمار توام،...

نه من از خود ، نه کسی از حال من دارد خبردل مرا و من دلِ دیوا...

افکارم درد میکندبس که هرشبدر آن پرسه میزنی...

اینو همین الان نوشتم به مناسبت ۲۵ تایی شدنمون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط