مادربزرگ می گفت: دل هر آدمی دری دارد...

مادربزرگ می گفت: دل هر آدمی دری دارد...

می گفت: باید باز کنی در ِ دلت را رویِ لبخند آدمها...

می گفت: هر کدام از این درها یک کلید بیشتر ندارند...

می گفت: کلید ِ دل آدم دست خود ِ آدم نیست...

می گفت: انگاری کلیدها را دم ِ خلقت پخش کرده اند بین آدمها

هر کسی یکی برداشته برای خودش...

می گفت بلند شو برو بگرد... بگرد ببین کلید قلب کیست توی دستهایت؟...

ببین کلید قلبت کجاست؟...
دیدگاه ها (۱۵)

╯﹏╰

بــے تو مثل یہ دریامکہ غرقم توی دردام

دکتر ,گوشی را رویِ سینه ام جابجا می کند :نفسِ عمیقعمیق تر وَ...

توی قنوتش مادرم هی زیر لب میگفت__اللهم اشف عاشقان،بالاخص جوا...

مادربزرگم می گفت:دل هر آدمی دری دارهباید باز کنی درِ دلت را ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁷ ات مظلوم ترسیده: خب...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ²                                 خودش می گه فقط سه نفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط