چون تو موجی بی قرار ، ای عشق ! در عالم نبود

چون تو موجی بی قرار ، ای عشق ! در عالم نبود
هفت دریا پیش توفان تو ، جز شبنم نبود
از قلم فرسایی تقدیر بر لوح وجود
نامت آن روزی رقم می خورد ، کاین عالم نبود
در ازل وقتی که می بستند ، طرح آدمی
جز به زیر جرم سنگین تو ، پشتش خم نبود
پیش از آن که سر بر آرد ، آفتاب از عدم
چیره بر هستی سراسر ، جز شبی مظلم نبود
کس ، نصیب جنّت و دوزخ نمی داند ، ولی
گر به دوزخ هم تو می بودی ، ز جنّت کم نبود
آن گل سرخی که من بازت گرفتم از نسیم
بیش از این هم دانمت گفتن که پیش از بودنت
گربه دل ها غم نبود ای عشق ! شادی هم نبود .
دیدگاه ها (۲۱)

رفتی که نباشم غزلی سیر کنارتاین بود همان عاقبت قول و قرارت؟ا...

میشود باشی کنارم، بودنت را دوست دارمحسه خوبه زندگی، بوییدنت ...

میریزد از این غم عرق شرم ز رویم دیگر چه بگویم که شکسته‌ست سب...

شب آمد و دوباره کنارم ندارمتآخر چگونه باز به خوابم بیارمت؟ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط