من از دهه ی عشق های بی قرار

من از دهه ی عشق های بی قرار
می آیم

من از مورخ هزارو سیصد وانتظار
می آیم

من از عشق ممنوع،بوسه ممنوع،
حالِ زندگی ممنوع

من از بطن سالنامه ی ِشعر
ممنوعه می آیم

ای بی خبران از عشق،نپرسید از
سن ما عشاق

من از سه جلدِ خالی از اسم یار
می آیم

به چینی نازکِ شکسته ی افکارمان ،
صد سنگ

من از تبار سنگهای در آغوش آب
می آیم
‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۴۱)

معشوقه منی یا ابرها؟که وقتی خیالت می کنم شهر را آب می برد..‌...

هجوم چشمهای توستوقتی ناگهان در من شعری میشویبه وسعت طلوع یک ...

💖 LOVE💖 اجازه هست قلم زنم ناز دو چشمان تو رایا اینکه نقاشی ک...

در این لحظه ی دلتنگی‏تو که نمی آییولی من هنوز منتظرم، منتظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط