آدمی دیوانه چون من یار می خواهد چه کار؟!

آدمی دیوانه چون من یار می خواهد چه کار؟!
این سر بی عقل من دستار می خواهد چه کار؟!

شعر خود را از تمام شهر پنهان کرده ام
یوسف بی مشتری بازار میخواهد چه کار؟!

هرکسی در خود فرو رفته ست دستش را نگیر!
کشتی مغروق سکاندار میخواهد چه کار؟!

نقشه هایم یک به یک از دیگری ناکام تر!
این شکست مستمر آمار میخواهد چه کار؟!

در زمان جنگ؛ دشمن زود اشغالش کند -
شهر مرزی جاده ی هموار می خواهد چه کار ؟!

کاش عمر آدمی با مرگ پایان میگرفت
مردن تدریجی ام تکرار می خواهد چه کار؟

بعداز این لطفی ندارد حکمرانی بر دلم!
شهر ویران گشته فرماندار می خواهد چه کار ؟!
دیدگاه ها (۱)

یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می بردبی گمان من می شوم بازند...

چگونه شرح دهم بت‌پرست یعنی چه ؟کسی که دل به تو یک عمر بست یع...

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

بی تو دنیای من ابستن ویرانی هاستشانه هایم گسل درد و پریشانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط