من از چشم های ت

من از چشم های #تُ
شعر می دزدم! #تُ از لب های من
بوسه
خوبِ من
آزادی
سهم ماست از عشق
#علیرضا_اسفندیاری
دیدگاه ها (۱)

درڪناردلبرم آرامشےآمدبه دلبازآغوشش مرامست وخرابم مےڪندچشمهای...

بغلم کن که تگرگی به جهانم نرسدو نگاهم ن که...دلِ من باز ویرا...

شورش های من ویرانگرست بی خیــال من بشو

موهایت را به من بسپار،بلدم ببافم سخت تر از رویا که نیست...؟!...

گر چه چون کوه به دامان افق بستر ماستمنت پای بسی راهگذر بر سر...

لبانت دور و در خواب استو چشمانت مداوم با نگاهم شعر میبافدگره...

قرارمان همین #بهار زیر شکوفه های #شعرآنجا که واژه ها برای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط