چند پارتی متیو

چند پارتی متیو
چند دقیقه بعد:
محوش شده بودم..انگار بچه کوچکی بودم که برای اولین بار چیزی رو دیده..درحال نگاه کردن بودم که یهو برگشت..نتونستم خودمو کنترل کنم و گفتم..
-داشتم لذت می‌بردم
مهم نیست که فهمید الان اینجام..در هر صورت می‌فهمید..اون دختر باهوشی بود..
با شنیدن صدای جیغ تیزش سریع جلوی دهنشو گرفتم..
-هییسس..تو که نمی‌خوای بقیه بیدار بشن..
با یه حرکت بوکاتور فرار کرد..فکر نمی‌کردم انقدر قوی شده باشه..البته..آخرین بار کاری باهاش کردم که حق داره بره بوکاتور یاد بگیره..
-من تورو پیدا میکنم...گربه ی سیاهم..حتی اگه اونور دنیا هم باشی...
(با یه لحن که انگار لالایی داره میخونه)
یه تبر برداشتم و رفتم پایین..تو حال بود..موهای مشکیش باعث می‌شد خیلی زود بشه پیداش کرد..
رفتم سمتش.. همینکه میرفتم سمتش دور تر میشد..
تا که به میز تلویزیون برخورد کرد..تبر رو برداشتم و از بالا تا روی میز ضربه محکمی زدم..شانس آورد..تبر بهش برخورد نکرد..ولی مثل گربه کوچولویی شروع به بد و بیراه گفتن کرد..
درحالی که داشتم خونه رو رصد می‌کردم گفتم..
-من که قبلاً هم گفته بودم.. هرجا بری بازم پیدات میکنم..نمیتونی از دست من فرار کنی کوچولو..
که یهو فرارکرد..میدونستم کجا می‌ره..تو اتاقش
آروم آروم دنبالش رفتم..حداقل بتونه تا جایی که توان داره فرار کنه...
تو اتاق رفت و درو بست..آروم درو زدم و گفتم..
-بیا بیرون خوشگلم..یادت رفته من کیم..یادت رفته من چیم..
متوجه محکم‌تر شدن در بودم..چیزی پشت در گذاشته بود..چند لحظه سکوت کردم رفتم تبر رو برداشتم و درو باهاش باز کردم..
تا اومدم داخل دیدم داره از پنجره فرار می‌کنه... ارتفاع زیاد بود..اگه میوفتاد حداقل چند تا استخوانش می‌شکست..
داد زدم
-دختره دیوونه
بیشتر شبیه غرش بود. سر جاش موند ولی چند ثانیه بعد به کارش ادامه داد..رفتم نزدیک تر..ولی دیگه دیر بود...موهاشو محکم گرفتم و سعی کردم بکشمش بالا..
ا/ت ویو:
تنها چیزی که حس میکردم درد بود..الان ترس جای خودشو به درد داده بود...دست متیو رو کشیدم که اونم با خودم بیوفته پایین..
این تنها راه فرارم بود..
بجای اینکه با زمین سرد برخورد کنم، با کلی گل و گیاه که قبلاً کاشته بودم برخورد کردم...حداقل سالم موندم..این خودش نشونه خوش اقبالیه..
تا جایی که تونستم فرار کردم..خوبی عمارت داشتن حیاط بزرگ بود..
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی متیوهمه چی داشت خوب پیش میرفت تا اینکه پام پیچ خور...

تک پارتی تامدر اتاق باز شد و نوری زرد به داخل اتاق نفوذ کرد....

چند پارتی متیو۰سناریو:وقتی که از سرکار داری برمی‌گردی و اکس ...

عررررر بچه ها ماهو دیدیددددددددد من خودم رفتم دیدممممم اگه د...

Plan Aویو تام: اروم رفتم سمتش جوری که منو نبینه دوتا دستاشو...

1 : 45 a clook

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط