"راه خیانت "

"راه خیانت "

پارت۳۴

ا/ت:میرم بچه رو سقط کنم
جولیا غذا پرید تو گلوش هی سرفه میکرد
جولیا:ا/ت چی داری میگی؟؟
ا/ت:همین که گفتم میخوام سقطش کنم
جولیا:ا/ت خواهش میکنم اینکارو نکن
ا/ت:جولیا بس کن من نمیتونم
وقتی از کوک طلاق گرفتم چطوری این بچه رو تنهایی بزرگ کنم
جولیا تا خواست چیزی بگه ا/ت رفت
سوار ماشین شدم و حرکت کردم رسیدم
پیاده شدم رفتم تو
.
.
.
.
.
.
.
دکتر:خانوم ا/ت قلب بچه تشکیل شده هنوزم میخواید سقطش کنید
...
دیدگاه ها (۱)

"راه خیانت"پارت۳۵ویوا/تبا چیزی که دکتر گفت قلبم شکستا/ت:من.....

"راه خیانت "پارت۳۶ویوکوکسریع حرکت کردم به جایی که جولیا گفت ...

"راه خیانت "پارت۳۳'چند هفته بعد 'ویوکوکتو این چند هفته خیلی ...

"راه خیانت "پارت۳۲ا/ت:کو...کوک...به...بهم..خیا...نت..می..میک...

پارت ۱۵:عمو های من مافیان

when he betrayed you part 15کوکرسیدم جلوی خونشون دیدم ا/ت عی...

when he betrayed you part 12**ا/ت: کاغذ ساندویچ رو پرت کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط