خسته ام

خسته ام...
ازخود گریزانم...نمی دانم چرا؟
غم زده بر جسم بی جانم...
نمی دانم چرا؟
باد،گویی ریشه ام را
سست و بی جان کرده است!
همچو برگی دست طوفانم...
نمی دانم چرا
دیدگاه ها (۰)

خوش به حال دل فرهادکه در مدت عمرمزه تلخ ترین خاطره اششیرین ا...

بـــاهام بودے 💔ولـــــے همیـــــشہ میـــدونستم➣🤕موندنے نـــب...

از دلتنگیت کجا فرار کنم ؟معمار هیجان !کجا بروم که صدای آمدنت...

گستاخی خیالم را ببخشکه حتیلحظه اییادت را رها نمی کند...!

خیلی خسته. روی صندلی نشست جان هم کنارش نشست .. میون‌شی پاک ز...

.احترام به شعور مردم!سرمایه گذاران سیاسی دولت، اخلاق برزخی پ...

مین جی سری تکون داد سپس هر دو همراه یوبین به سمت اتاق جیمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط