غمگینم...

غمگینم...

همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به عشقش افتاد که بامعشوقش به او میخندیدند.....!!!
دیدگاه ها (۲)

ایولا

مافیای من پارت ۱همه‌چی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اون...

تک پارتی✨صدای موزیک کل سالن رو پر کرده بود و نورهای صحنه مدا...

پارت بیست‌و ششم | آسمانِ شبهواپیما در سکوت آرامی پیش می‌رفت....

شلام عژیژم ✋ازاین عشقا دارین تو زندگیت 👌😀😀دلبری دارم، مرا جو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۷صبح روز پنجم، لیا قبل از اینکه زنگ گو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وهشتم | خانه‌ی قدیمیلانا، جونگکوک و آرین ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط