بـه بـغض خاطرهـ کـه رسیـدمــ 

بـه بـغض خاطرهـ کـه رسیـدمــ 
  نـبض احساس فـوران کـرد ... 
  خالــے شدمـ از تـمامے ِ امـا ها و اگـرهـا. 
  کـاش هایمــ رنـگ دیـگرے را سرودنـد  
  سادهـ تـر بـگویـمـ :  
  بـودنـت را دردمـندانـه آرزو کردم  
  غـافل از ایـنکه... 
  جادهـ ها......... 
  خطـ سفیـد فـاصله  را نـوازش مے کردنـد  
  تـا آمدم بـگویـم دوستـت دارمـ  
  قـصه ے عاشقانـه ے ما  
  بـه پـایـان رسید  
  وقـتـے بـرایـت شعر سرودم  
  تــو بـراے اثـبات رفتـنت
  اخمـ غصه ها را بـه نـگاهم پـاشیدی و رفتے ...
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

Six

كاش دفتر زندگي ام بدون صفحه اي از نام تو بود.... كاش در شهر ...

↚مــــاجــِـراے یـــِـکــــــ①ــــــ عـــِـشـــღــــق↛به روی...

چشم در چشم غروببا قلبی پر از درد و سینه ای مملو از تنهاییبه ...

پا بـه پایت عاشقانه این همه راه  آمدمغافل اما همچو یوسف بر ل...

دیدار به قیامتچهارمین سال نبودنت...سراغت را از “قاصدک” که می...

میخواهم برایت قصه بگویم،از آن قصه های من در آوردی بکر که وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط