اگر اشک بودی تو را روی چشمان غمبار خود مینشاندم

اگر اشک بودی تو را روی چشمان غمبار خود مینشاندم

اگر آه بودی ترا نیمه شبها به لب میکشیدم

اگر مهر بودی به دنبال تو تا ابد میدویدم

اگر ماه بودی فروغ ترا همچو تاجی بسر مینشاندم


دریغا نه اشکی ، نه آهی ، نه مهری ، نه ماهی ، تو آن خود پرستی که پیمان شکستی


اگر زهر بودی ترا چون می ناب سر میکشیدم

اگر مرگ بودی شتابان بسوی تو پرمیکشیدم

اگر خاک بودی در آغوش سرد تو جان میگرفتم

اگر پاک بودی شبی پیکرت مقدس ببر میکشیدم


دریغا نه زهری ، نه مرگی ، نه خاکی ، نه پاکی ، تو آن خود پرستی که پیمان شکستی


اگر موج بودی چو طوفان به دنبال تو میدویدم

اگر اوج بودی چو خورشید آخر به تو می رسیدم

اگر ابر بودی همه عمر در سایه ات می نشستم

اگر جام بودی ز تو باده وصل سر می کشیدم

دریغا نه موجی ، نه اوجی ، نه ابری ، نه جامی ، تو آن خود پرستی که پیمان شکستی
دیدگاه ها (۱)

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

اگر اشک بودی تو را روی چشمان خود مینشاندم..اگر آه بودی تو را...

نخستین کلامی،که دلهای مارا به بوی خوش آشنایی سپردو به مهمانی...

نخستین نگاهی که ما را به هم دوختنخستین سلامی که در جان ما شع...

هبوط....یک قصّه بیش نیست غمِ عشق، وین عجبکز هر زبان که می‌شن...

خسته ام.....از بیم و امید عشق رنجورمآرامش جاودانه می خواهمبر...

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل تیشه‌ای بود که شد باعث و...

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی‌دانمهمه هستی تویی فی‌الجم...

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجلتیشه‌ای بود که شد باعث وی...

#آغوش_حواسدرمان نشود درد مرا با می  و  مستی  و شراب         ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط