وقتی ستون های جهان افتاده باشد

وقتی ستون های جهان افتاده باشد
وقتی که سقف آسمان افتاده باشد
چیزی اهمیت نخواهد داشت، بگذار
فنجان چایت از دهان افتاده باشد
می ترسم از روزی که در حال تماشا
آیینه ای از دستتان افتاده باشد
گم کرده باشی راه ساحل را، بیاید
باد موافق، بادبان افتاده باشد
حال مرا شاید بفهمد آنکه یک شب
بختک به جانش ناگهان افتاده باشد
سخت است وقتی زهر میخواهی بنوشی
عکس کسی در استکان افتاده باشد
دیدگاه ها (۱۰)

همه چیز از یه لایک شروع شد یه شب دلم گرفته بود من نوشتم او...

تخته سیاه روزگار جا واسه نقاشی نداشت سهم ما از زندگی رو بیر...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

سر خاک من...!! اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه...!!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط