یه روز یه بابایی در مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو

یه روز یه بابایی در مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو میکنه به بقیه مرغا میگه که اگه کسی تا فردا سه تا تخم نذاره این بلا سرش میاد. فردا میاد میبینه همه سه تا تخم گذاشتن اما یکی دوتا گذاشته میگه میخوای سرتو ببرم؟ میگه آقا به خدا من خروسم میفهمی؟؟خروس!!!
دیدگاه ها (۲)

با هم بخندیم .....

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

دید پنهان ,انفجار اشکار

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

یه فیلم تقطیع شدهاز خرازی سرجمع کردنک برداشته گفته بیحجابارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط