دلــم از نبودنت ڪہ تنگــــ ڪہ عجیب می گیرد
دلــم از نبودنت ڪہ تنگــــ ڪہ عجیب می گیرد
و در سایه فرو مرده این غـــم
بہ پلڪ زدنے
چشمم به آبستن خون می نشیند
این اوج غریبـــانہ درد است
"مے فهمے؟!"
●●●🍃 🍃 🌸
و در سایه فرو مرده این غـــم
بہ پلڪ زدنے
چشمم به آبستن خون می نشیند
این اوج غریبـــانہ درد است
"مے فهمے؟!"
●●●🍃 🍃 🌸
- ۸۳۶
- ۰۱ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط