پارت³

پارت³
Magic knowledge at Nexus Academy
#Magic_knowledge_at_Nexus_Academy
دانش جادو در آکادمی نکسوس
---

ادامه صحنه – همان واگن، چند ثانیه بعد از حرف هلن

هیچکس حرف نزد.

هلن برگشت به ساعتش، انگار که حرفی که زده را فراموش کرده باشد. اما دستش روی دکمه‌ی کناری ساعت رفته بود و انگشتش کمی می‌لرزید.

میکی به نامجون نگاه کرد، بعد به لایلا. ابرویش را بالا انداخت، اما چیزی نگفت—چون تئودور نیم‌نگاهی بهش انداخت و هوای اطراف میکی یک درجه سردتر شد.

تئودور به بیرون خیره ماند. صورتش مثل سنگ بود، اما نوک انگشتانش داشت دایره‌های ریز روی شیشهٔ بخارگرفته می‌کشید. شکل یک ابر.

لایلا روی صندلی نشسته بود، دستانش را روی زانوهایش قلاب کرده بود. نگاهش پایین بود—به جای خالی بین خودش و نامجون. ذهن‌خوانی همیشه وقتی کارش را نمی‌کرد سخت‌تر بود. افکار نامجون ساکت بودند. نه، ساکت نبودند... چیز عجیبی داشتند. مثل این بود که ذهنش اصلاً شکل عادی نداشت.

نامجون به دست خودش نگاه کرد. دستی که لایلا را گرفته بود. هنوز گرمای مچ او را حس می‌کرد.

حرفی نزد. چون چیزی برای گفتن نداشت که منطقی باشد.

قطار آهسته‌تر می‌رفت. صدای چرخ‌ها دیگر جیغ نمی‌کشید، داشت آرام می‌شد.

بوی باران تازه از بیرون می‌آمد.

و همه، هر کدام به فکر خودشان، فقط نشسته بودند و همدیگر را نگاه می‌کردند—با نگاه‌هایی که هیچکدامشان جادو نمی‌خواست.

---
ادامه دارد.....
---



#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک 
#فیک_یونمین 
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
دیدگاه ها (۰)

پارت ⁴Magic knowledge at Nexus Academy #Magic_knowledge_at_N...

پارت²Magic knowledge at Nexus Academy #Magic_knowledge_at_Ne...

پارت¹Magic knowledge at Nexus Academy #Magic_knowledge_at_Ne...

خلاصه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط