نپرس حال مرا تا غزل به لب دارم

❤️❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️
❤️❤️
❤️

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارم
خودت بفهم که حالم بد است و تب دارم
.
فقط بگو لقب "شاعری" به من ندهند
بگو که من دل خونی ازین لقب دارم
.
... و بی تو این همه شعری که هیچ می ارزند
... و بی تو دفتر شعری که بی سبب دارم
.
ببین به چشم خودت، بی تو سرد و متروک است
همیشه خانه ی عشقی که آن عقب دارم
.
تو چند ساله شدی؟! آه! چند ساله شدم؟
کجا دگر خبر از سال و ماه و شب دارم؟
.
بیا و این دم آخر کنار چشمم باش
مباد بی تو بمیرم ... چقدر تب دارم


❤️
❤️❤️
❤️❤️❤️
❤❤❤❤
❤❤❤❤❤
دیدگاه ها (۱)

❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️آسمان آبی ام را یک نفر دزدید و...

یعنی میشه روزی روی همین صحفه بنویسم امد که بماند

زیاد که عادت کنی به دلسوزی کردندیگران عادت میکننبه سوزندن دل...

به سلامتی کسی که بیکس بودولی ناکس نبود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط