او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود

او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتي ديگر گرفت
گوئيا شب با دو دست سرد خويش
روح بي تاب مرا در بر گرفت

 
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۷)

چون موج سر به صخره ی غم کوفتم ز درددور از تـو ای که گـوهر یک...

📻 ⃟🎼مرا دوره کن گاهی شبیهِ آهنگ هایِ قدیمیکه بعد از سالهاهنو...

🍇گفتم از دیده چو دورش سازم 🍇بی گمان زودتر از دل برود🍇مرگ بای...

نیست خواب مراز آن شب چو نی ببینم ساقیکه سر نماند به کی سر بم...

يک شب، باد با تو خوانده بوديک شب که تو بر دامنت می گريستیپرن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط