تا خدا نام تو را برد غزل زیبا شد

تا خدا نام تو را برد غزل زیبا شد
نوبت صبح رسید و شب من فردا شد
قطره ای بود دلم خسته و مردابی و گنگ
از نفس های مسیحایی تو دریا شد
انقدر سبز وزیدی که در آغاز بهار
پنجمین فصل خدا روی زمین پیدا شد
ای دلیل همه ی چلچله ها ...آبی من
آمدی و گل سرخ غزلم معنا شد
نام تو باعث روییدن گلهای بهار
چشم تو نقطه ی پایان شب یلدا شد
دیدگاه ها (۲)

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط