آقای آرایشگر گفت قبلا تیغها را میانداختم کف مغازه و

‏آقایِ آرایشگر گفت قبلا تیغ‌ها را می‌انداختم کفِ مغازه و هر شب جمع‌شان می‌کردم و می‌گذاشتم داخل کیسه زباله‌. حالا در این ظرف جمع می‌کنم تا دست عزیزی که در سطل‌های زباله دنبال نان می‌گردد زخمی نشود. گفت این تنها کمکی است که از دستم بر می‌آمد و خواستم دریغ نکنم ...


+درود به انسان های مهربون و قلب های پاک👏
دیدگاه ها (۳)

تصویری واقعی که در سال ۱۸۸۹ میلادی در دمشق گرفته شد.کوتوله م...

چند وقتيه كه اين كمپين تو اروپا به راه افتاده، از مردان خواس...

همه چیز رو در مورد ابله میمون بدونید

چرا زودتر به ذهنمون نرسیده بود از اینا درست کنیم؟‌ 😁

تتو آرتیست من [part¹⁴]*ا/ت ویو*ساعت ۱۱ صبح بیدار شدم، چون ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط