پارت 4 Golden Trouble

پارت 4 Golden Trouble
.
KIM TAEHYUNG — CONFIDENTIAL
________________________

تهیونگ هنوز به پوشه خیره بود.

«چرا اسم من؟»

جونگکوک جواب نداد. فقط نگاه کوتاهی به هانا انداخت و بعد پوشه را از روی میز برداشت.

«اینجا جای حرف زدن نیست.»

تهیونگ اخم کرد.

«پس کجاست؟»

جونگکوک در را باز کرد و گفت: «راهرو.»

تهیونگ پشت سرش بیرون رفت. هانا هم با فاصله‌ای کم دنبالشان آمد.

چند قدم که از دفتر دور شدند، تهیونگ دستش را روی شانه‌ی جونگکوک گذاشت تا نگهش دارد.

«صبر کن.»

جونگکوک ایستاد و برگشت.

«چی؟»

تهیونگ مستقیم نگاهش کرد.

«تو از اول این پرونده رو می‌دونستی، نه؟»

جونگکوک چند ثانیه سکوت کرد.

«همه‌ش رو نه.»

«ولی بیشتر از من می‌دونی.»

«آره.»

تهیونگ یک قدم جلو رفت.

«پس چرا بهم نگفتی؟»

جونگکوک آرام جواب داد: «چون هنوز نمی‌دونستم می‌تونم بهت اعتماد کنم یا نه.»

تهیونگ پوزخند زد.

«جالبه. منم دقیقاً همین حس رو نسبت به تو دارم.»

جونگکوک لبخند کوتاهی زد.

«پس حداقل تو یه چیز مشترک با من داری.»

تهیونگ خواست جواب بدهد، اما نگاهشان برای چند لحظه در هم گره خورد. سکوت کوتاهی بینشان افتاد که هانا با صاف کردن گلویش شکست.

«اگه تموم کردید، بهتره اینو ببینید.»

هر دو برگشتند.

هانا گوشی‌اش را جلویشان گرفته بود.

«دوربین طبقه‌ی بیست‌ویک دوباره فعال شده.»

تهیونگ نزدیک‌تر رفت.

«کی؟»

هانا زمان روی صفحه را نشان داد.

«همین پنج دقیقه پیش.»

جونگکوک نگاهش را به صفحه دوخت.

تصویر دوربین تار بود، اما یک نفر انتهای راهرو ایستاده بود.

تهیونگ آهسته گفت: «این همونه؟»

جونگکوک جواب نداد.

فقط به تصویر خیره ماند.

بعد ناگهان گوشی را پایین آورد.

«اینجا بمونید.»

تهیونگ گفت: «باز هم همون جمله؟»

جونگکوک برگشت و نگاهش کرد.

«این بار جدی می‌گم.»

تهیونگ لبخند کمرنگی زد.

«و اگه نیام؟»

جونگکوک لحظه‌ای مکث کرد.

«اون‌وقت مجبورم برگردم دنبالت.»

تهیونگ چیزی نگفت.

جونگکوک دور شد و تهیونگ چند ثانیه رفتنش را نگاه کرد.

هانا کنار او ایستاد و آرام گفت: «فکر کنم زیادی بهش توجه می‌کنی.»

تهیونگ سریع جواب داد: «به کسی که ممکنه به این پرونده ربط داشته باشه توجه می‌کنم.»

هانا لبخند کوچکی زد.

«حتماً.»

تهیونگ به صفحه‌ی خاموش گوشی نگاه کرد.

اما ته دلش می‌دانست دلیل اینکه هنوز به رفتن جونگکوک فکر می‌کند، فقط پرونده نیست.
#Golden_Trouble #فیکشن #رمان #فیک_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

پارت 5 Golden Trouble .صدای قدم‌های جونگکوک هنوز از انتهای ر...

پارت 3.جونگکوک.تهیونگ چند ثانیه همان‌جا ایستاداسم برایش آشنا...

پارت 2تهیونگ دوباره به برگه نگاه کرد.اسم خودش، درست پایین گز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط