برای قدم زدن با تو

برای قدم زدن با تو
هر از گاهی
از خودم
بیرون می زنم،
روحم هنوز
به خانه بر نگشته! ...

کامران رسول زاده
دیدگاه ها (۲)

تنها بعد از انتظار است که می رسی؛ اگر طاقت ِ چشمانت از راهی ...

چای را من دَم می‌کنم میز را تو می‌چینی بعد، می‌نشینیم پشت پن...

وقتی نمی رسی شاید پایت را جایی جاگذاشته ای ، وقتی نمی شود گ...

کمی به من برس! من از رسیدن تو، حالم خوب می‌شود... کامران رس...

با هم بشنویم و بخوانیم

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

گاهی با خدا حرف می‌زنم بی‌هیچ واسطه‌ای نه برای طلب کردن فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط