می دانم تا پلک به هم بزنم می آیی ؛ با انار و آینه دردست ه

می دانم تا پلک به هم بزنم می آیی ؛ با انار و آینه دردست هایت !!. به قول ِ فروغ : ” من خواب دیده ام ”
دیدگاه ها (۱)

فنجان‌ها سر لب‌های تو دعوا می‌کردند،صندلی‌ها ایستاده بودند ت...

بی آنکه بدونیمخیلی از ماها شبیه همیمباور کن..!خیلی هامون یکی...

. وقتی نبض مهتاب در گوشم لالایی می شود … سر بر پایش می گذارم...

مگه میشه ؟؟؟بی تو موند !!! باز زنده موند ؟!مگه میتوان تو را ...

انگیزشی

.لحظه ها عُریانند ....به تنِ لحظه خود جامه اندوه مَپوشان ...

❣️صبح، هماندوست داشتن توستڪه هر روزاز پشتِ پنجره ے پلک هایت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط