((( آهویِ طبع )))
((( آهویِ طبع )))
راز چون گنج است , پنهان بایدش .
اندرونِ سینه , زندان بایدش .
این چنین زندانیِ پر جست و خیز .
کُنده و زنجیرِ چندان بایدش .
هر که خورد از سفره و خوانی نمک .
حرمتِ مِلح و نمکدان بایدش .
خانه یِ دل , چون صدف گنجینه است
این صدف را , درِِّ غلتان بایدش .
عالِمِ پر ادّعا را , تو بگو .
بهره مند از اوجِِ وجدان بایدش .
در سپنجِ زندگی , بی رنگ و ریب .
بر وفا و عهد و پیمان بایدش .
هر دلی خالی شد از انوارِ حق .
مبتلا بر شرِِّ شیطان بایدش .
گر خطائی سر زَنَد از بنده ای .
نادم و سر در گریبان بایدش .
بهرِ آن یوم الجزایِ محشری .
تار و پودی بس هراسان بایدش .
هر کسی در هجرِ یاری دلربا .
صبرِ آن یعقوبِ کنعان بایدش .
دل , چو مرغ و سینه اش همچون قفس .
بهرِ جولان , شوق و امکان بایدش .
در غم و اندوهِ و بیداد زمان .
گاه گاهی , باغ و بستان بایدش .
هرکسی که زاده شد در این جهان .
خونبها مرگ است و تاوان بایدش .
زیرِ پتکِ سرگرانِ چرخِ دون .
در شکیبائی , چو سندان بایدش .
کلبه ی احزانِ ما , با لطفِ حق .
عاقبت , روزی گلستان بایدش .
* ضامنِ آهوی طبعت را : عظیم .
سَروَر و شاهِ خراسان بایدش .
در پناهِ ایزد و قرآن و دین .
سر فراز از عشق و ایمان بایدش .
====================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان .
راز چون گنج است , پنهان بایدش .
اندرونِ سینه , زندان بایدش .
این چنین زندانیِ پر جست و خیز .
کُنده و زنجیرِ چندان بایدش .
هر که خورد از سفره و خوانی نمک .
حرمتِ مِلح و نمکدان بایدش .
خانه یِ دل , چون صدف گنجینه است
این صدف را , درِِّ غلتان بایدش .
عالِمِ پر ادّعا را , تو بگو .
بهره مند از اوجِِ وجدان بایدش .
در سپنجِ زندگی , بی رنگ و ریب .
بر وفا و عهد و پیمان بایدش .
هر دلی خالی شد از انوارِ حق .
مبتلا بر شرِِّ شیطان بایدش .
گر خطائی سر زَنَد از بنده ای .
نادم و سر در گریبان بایدش .
بهرِ آن یوم الجزایِ محشری .
تار و پودی بس هراسان بایدش .
هر کسی در هجرِ یاری دلربا .
صبرِ آن یعقوبِ کنعان بایدش .
دل , چو مرغ و سینه اش همچون قفس .
بهرِ جولان , شوق و امکان بایدش .
در غم و اندوهِ و بیداد زمان .
گاه گاهی , باغ و بستان بایدش .
هرکسی که زاده شد در این جهان .
خونبها مرگ است و تاوان بایدش .
زیرِ پتکِ سرگرانِ چرخِ دون .
در شکیبائی , چو سندان بایدش .
کلبه ی احزانِ ما , با لطفِ حق .
عاقبت , روزی گلستان بایدش .
* ضامنِ آهوی طبعت را : عظیم .
سَروَر و شاهِ خراسان بایدش .
در پناهِ ایزد و قرآن و دین .
سر فراز از عشق و ایمان بایدش .
====================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان .
- ۱۳.۰k
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط