پسر خالم مدارکشو داده بود ترجمه کنن تا کاراهاي مربوط به س

پسر خالم مدارکشو داده بود ترجمه کنن تا کاراهاي مربوط به سفر به خارج از کشورش انجام بشه، بعدش ديروز اومده بود خونمون بهش گفتم: چيزي ميخوري؟؟
گفتش: قهوه ترک اگه هست بيار تلخ باشه پلييييز!!!!!
حالا خوبه تا ديروز خاک شير رو با آفتابه سر ميکشيد!!!!
دیدگاه ها (۸)

بابابزرگم هشتاد سالشه هميشه اصرار مي کنه که بذاريد من از خون...

خنده بر هر درد بي درمان دواست:..........به غير از اسهالبخندي...

اتاق مرتب مال آدماييه که حافظشون ضعيفه، هي يادشون مي ره که چ...

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﺷﺨﺼﻲ ﺗﻮﻱ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﻣﺪﻋﻲ ﺷﺪﻩ ﻏﺬﺍ ﺑﻬﺶ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ.............

(پارت سوم )to mal mani ویو الیزابت*وانی منو رسوند خونه و خود...

Chapter Seven, Part ¹⁶^ عجیبه، شاید چیزی که دیدی مربوط به شخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط