کنجِ لب‌هایش نشانده واژه‌ی لبخند را ... راه‌بندان کرده از

کنجِ لب‌هایش نشانده واژه‌ی لبخند را ... راه‌بندان کرده از "تبریز" تا "دربند" را ... قَد و بالایَش بلند و رَه پُر است‌از چشم‌ شور
دیدگاه ها (۲)

این حقایق هستند که انسانها را از هم دور می‌کنندنه دروغ!وگرنه...

گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا،نه به عُقبیچون تو دارم همه دارم ...

گفتی مرا به عشق که باید زِ جان گذشتجانم توئیچگونه توانم از ...

تماست مختصر باشه عزیزم🙂 که لبهات پر شرر باشه عزیزم?بشرطی میچ...

نجات من پارت ۴

بهانه؛ - دفتر خاطراتم را باز کرد ، متعجب بود اما کمی بعد لبخ...

پارت ۱۵ایتاچی از شدت گرما روی پوستش عرق کرده بود، دود ریه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط