من2 دیقه دیر میکنم و دیر میرسم خونه همه میگن کاشکی نمیومد

من2 دیقه دیر میکنم و دیر میرسم خونه همه میگن کاشکی نمیومدی
اونوخت دیشب رفته بودیم خونه خالم اینا حالا هر چی میگردیم خاطره(گودزیلای 6 ساله خاله م ) نیست
به همین پایه میز عسلی مون قسم
رفتم تو اتاقش دیدم یه گوشه نشسته پاهاشو بغل کرده و تکیه داده به دیوار
من:ʘ__Θ واااااای فداش بشم چقد باکلاس نشسته عجقم ؟؟
گودزیلا: حوصله ندارم ولم کن ! 0__0
من: چرااااااااااااا ؟؟
گودزیلا: بخاطر اینکه سعید رفت ^_^ ( حالا سعید پسر عمه شه که هم سنه خودشه )
من:خوب اینکه ناراحتی نداری دوباره میان خونتون دیگه ^_^
گودزیلا: آخه نگرانشم
من: چراااااااااااااا ؟؟ ^_^
گودزیلا: شب راه افتاده میترسم تو راه یه چیزیش بشه @@
من:ʘ__Θ
گودزیلا:هر چی گفتم شب راه نیوفت گوش نکرد @@ نگرانشم @@
من:ʘ__Θ
ب همین پایه میز عسلیمون من تا پارسال جوری نقاشی هامو رنگ میکردم ک از خط نزنه بیرون
بعد گودزیلاهای این دوره زمونه رو نیگا *_*
من دارم میرم افق کسی نمیاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۶)

اون موقع ها که تازه کارتهای عابربانکو میدادن دختر عمه من رفت...

دوستان گرامي امروز تو شهر ما برف اومده بود فقط خواستم بگم كه...

ب سلامتی خودم ک ساکن طبقه ی اخر برج معرفتم... اما با طبقه هم...

´´´´████████´´´´ شمسی´´`´███▒▒▒▒███´´´´´ ´´´███▒●▒▒●▒██´´´ ´...

عشق دروغین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط