چندپارتیوقتی به پسرتون حسودی میکنه وpt
چندپارتی:وقتی به پسرتون حسودی میکنه و...pt³
بالاخره وقت حرف زدن رسید!
مین هو شامش تموم شد و خواست از سر میز بلند بشه که یونجی محکم از زیر میز زد به پای جونگ کوک ضربه زد..جوری که جونگ کوک یک دقیقه از جا پرید.. به چشمای گرد شده ی یونجی که داشت به مین هو اشاره میکرد نگاه کرد..
یونجی با مهربونی گفت:" پسرم...میشه یک دقیقه بشینی؟فکر کنم بابات یه سری چیزا میخواد بهت بگه.."
_"ولی من حرفی ندارم..ممنون"
"بشین..کارت دارم!"
مین هو با شنیدن صدای باباش هوفی کشید و نشست سر جاش..دلش نمیخواست بحثی کنه..
"چیه؟"
لحنش خیلی مودبانه نبود ولی جونگ کوک سعی کرد آروم باشه..و شروع کرد به صحبت کردن...
ادامه دارد...
بخدا انقدر خستم دیگه نمیتونم ادامشو بنویسممم دهنم صاف شد با این درسااا😭🤣
دوستش داشتید؟ نمیدونم امیدوارم خوشتون اومده باشه
ربات فعاله رفیق
نظرتون برام با ارزشه
هیت و توهین نه نظره و نه قابل احترام...💗
بالاخره وقت حرف زدن رسید!
مین هو شامش تموم شد و خواست از سر میز بلند بشه که یونجی محکم از زیر میز زد به پای جونگ کوک ضربه زد..جوری که جونگ کوک یک دقیقه از جا پرید.. به چشمای گرد شده ی یونجی که داشت به مین هو اشاره میکرد نگاه کرد..
یونجی با مهربونی گفت:" پسرم...میشه یک دقیقه بشینی؟فکر کنم بابات یه سری چیزا میخواد بهت بگه.."
_"ولی من حرفی ندارم..ممنون"
"بشین..کارت دارم!"
مین هو با شنیدن صدای باباش هوفی کشید و نشست سر جاش..دلش نمیخواست بحثی کنه..
"چیه؟"
لحنش خیلی مودبانه نبود ولی جونگ کوک سعی کرد آروم باشه..و شروع کرد به صحبت کردن...
ادامه دارد...
بخدا انقدر خستم دیگه نمیتونم ادامشو بنویسممم دهنم صاف شد با این درسااا😭🤣
دوستش داشتید؟ نمیدونم امیدوارم خوشتون اومده باشه
ربات فعاله رفیق
نظرتون برام با ارزشه
هیت و توهین نه نظره و نه قابل احترام...💗
- ۲۷.۰k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط