#Part165
#Part165
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸
_ خوب نمیرم عزیزم میمونم پیشت تا صبح آها نگران هم نباش هردوتامون رو میتونم کنترل کنم، میدونم در مقابلم کم میاری ولی به خاطر تو هم شده کاری نمیکنم جوجوی زشت من!
جیغی کشید
+ سام خیلی خیلی خیلی.... اه اصلاً ولش کن
من در رو قفل میکنم و نمیدارم تو بیای به هیچ وجه اصلاً نمیدارم
خنده ی کوتاهی کردم
_ بیا شرط ببندیم اگه من تونستم بیام تو خونت من هرکاری بخوام تو باید انجام بدی و اگه برعکس ضد تو هرکاری خواستی...
جیغی کشید
+ من باتو شرط بندی نمیکنم تو خیلی خطر ناکی...
خوبه که فهمیده بود و تا حدودی منو شناخته بود
_ شب میبینمت زشت کوچولوی من
+ زشت تویی و اون عمت...
تو گلو خندیدم
_ من برم کارامو انجام بدم بعد بیام پیش خانمم خستگیم در بره
+ حالا اگه بیای فردا هم باهم بریم صبحونه؟
خنده ی بلندی کردم
عاشق این شیرین شیطون بودم که جدیداً بدجور با دست پس میزد و با پا پیش میکشید
من این پیش کشیدنو دوست داشتم بدجور هم دوست داشتم
_ هرجا که تو بخوای، اووم میخوای ببرمت خرید کنی؟
با ذوق جیغ کشید، فکر کنم این دختر میخواست تقاص دخترونگیش رو از گوش بدبخت من بگیره
فکر کنم همینجوری ادامه بده پرده ی گوشم تا چند وقت دیگه پاره میشه
+ آخ جون بریم، پول جمع کردم بریم لباس بخریم
با خنده گفتم اون پولت رو واسه خودت نگه دار خوشکلم
_ یعنی چی؟
+ یعنی تا وقتی آقاتون همراهتونه خرج خانم خونه رو باید بده
یه لحظه لوس شد که منو آب کرد الان اگه پیشش بودم مطمئناً یه کاری دستش داده بودم با شیرین بازی گفت
+ ما که هنوز ازدواج نکردیم، من که هنوز آقایی ندارم که
نمیزونم تا حالا پیش اومده بخواید یکی رو قورت بدید من اون لحظه با این لحن ناز و کشدارش میخواستم قورتش بدم توله رو...
_ شیرینم میدونی قلبم ضعیفه ها، اونم مخصوصاً در مقابل تو کاری نکن شب اومدم کنترل ها رو بیرون خونه جا بذارم
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸
_ خوب نمیرم عزیزم میمونم پیشت تا صبح آها نگران هم نباش هردوتامون رو میتونم کنترل کنم، میدونم در مقابلم کم میاری ولی به خاطر تو هم شده کاری نمیکنم جوجوی زشت من!
جیغی کشید
+ سام خیلی خیلی خیلی.... اه اصلاً ولش کن
من در رو قفل میکنم و نمیدارم تو بیای به هیچ وجه اصلاً نمیدارم
خنده ی کوتاهی کردم
_ بیا شرط ببندیم اگه من تونستم بیام تو خونت من هرکاری بخوام تو باید انجام بدی و اگه برعکس ضد تو هرکاری خواستی...
جیغی کشید
+ من باتو شرط بندی نمیکنم تو خیلی خطر ناکی...
خوبه که فهمیده بود و تا حدودی منو شناخته بود
_ شب میبینمت زشت کوچولوی من
+ زشت تویی و اون عمت...
تو گلو خندیدم
_ من برم کارامو انجام بدم بعد بیام پیش خانمم خستگیم در بره
+ حالا اگه بیای فردا هم باهم بریم صبحونه؟
خنده ی بلندی کردم
عاشق این شیرین شیطون بودم که جدیداً بدجور با دست پس میزد و با پا پیش میکشید
من این پیش کشیدنو دوست داشتم بدجور هم دوست داشتم
_ هرجا که تو بخوای، اووم میخوای ببرمت خرید کنی؟
با ذوق جیغ کشید، فکر کنم این دختر میخواست تقاص دخترونگیش رو از گوش بدبخت من بگیره
فکر کنم همینجوری ادامه بده پرده ی گوشم تا چند وقت دیگه پاره میشه
+ آخ جون بریم، پول جمع کردم بریم لباس بخریم
با خنده گفتم اون پولت رو واسه خودت نگه دار خوشکلم
_ یعنی چی؟
+ یعنی تا وقتی آقاتون همراهتونه خرج خانم خونه رو باید بده
یه لحظه لوس شد که منو آب کرد الان اگه پیشش بودم مطمئناً یه کاری دستش داده بودم با شیرین بازی گفت
+ ما که هنوز ازدواج نکردیم، من که هنوز آقایی ندارم که
نمیزونم تا حالا پیش اومده بخواید یکی رو قورت بدید من اون لحظه با این لحن ناز و کشدارش میخواستم قورتش بدم توله رو...
_ شیرینم میدونی قلبم ضعیفه ها، اونم مخصوصاً در مقابل تو کاری نکن شب اومدم کنترل ها رو بیرون خونه جا بذارم
- ۴.۰k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط