زیاده خود خواه نیستم !

زیاده خود خواه نیستم !
*جاده‌ ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی‌..
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلي..
کمی‌ هیزم..كمي آتش.. مه‌ِ جنگلی‌..
کمی‌ تاریکی ‌ِ محض.. کمی‌ مستی.. کمی‌ مهتاب..
و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار ...!
تـو باشی
مـن باشم
و ...هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان ...♥


تقديم ب مخاطبم

عشق =محبت
دیدگاه ها (۲)

باهم دیگه بریم شمال؟زیاده خواه نیستمجاده‌ ی شمالیک کلبه ی جن...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

خواهر یه کوالا پارت ۲۲

اسم : عشقی در تاریکی جنگل...پارت ۵،(از زبان لوسیفر )دو روز م...

Rofile of the wolf...۹

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط