🏴 داغ دل زینب 🏴

🏴 داغ دل زینب 🏴

ماه خون است و محرم ، در غزل هم ماتم است
سوز اکبر ، داغ لیلا ، کربلای اعظم است

می چکد خون از قلم مرگ است وصف عاشقی
سینه ام را می شکافد غم ، خدا خود اعلم است

تاب سیلی را ندارد آن سه ساله دختری
بی پدر با گوشِ پاره ، غرق صحرای غم است

پیش خواهر آن سر ببریده را بالا مکن
نیزه از شرمندگی در پیش زینب ، سر خم است

از عطش لبهای صحرا هم چروکیده شده
مشک خالی کِیْ به لبهای رقیه مرهم است ؟

حرمله لعنت به تو ، قلب حسین آتش گرفت
کودک شش ماهه را کشتن نه کار آدم است

نام عباس آمد و چشمان شاعر خیس شد
من چه بنویسم که او مشکل گشای عالم است

شور غیرت ، مرد میدان و یل ام البنین
کس نگردیده حریفش تا به دستش پرچم است

کربلای سینه ام را شور عاشورا گرفت
تا دو دستانش هنوزم شانه ها را محرم است

وای از آن لحظه که دیگر بر علم دستی نبود
سرنوشت خیمه ها دیگر سیاه و مبهم است

یک حسین است و زنان و کودکان هاشمی
قلب اهل خیمه از بنیان مولا محکم است

وای از آن ظهری که نامش ظهر عاشورا شده
آل هاشم بی علمدارو حسین آل غم است

آه از آن شام غریبانی که قلبم را فشرد
از مصیبت های زینب هر چه بنویسم ، کم است

((کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود))
تا قیامت این شعار شیعیان عالم است
دیدگاه ها (۱)

روزگارت که بگذردِ..نه سواری رعنا با اسب سفید می خواهی.. نه د...

هیچکس خودش را در هیچ رابطه ای مقصر نمیداند!همه ی ما آنقدر غر...

نامه ای دیگر نوشتم کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثل من پاب...

ساز هم با نفس گرم توآوازی داشت بی تو دیگر سر ساز و دل آوازم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط