یـه وقـتهـایـی دلـت مـیـخـواد . . .

یـه وقـتهـایـی دلـت مـیـخـواد . . .

یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی کـسـی کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش ! ! !

بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی . . .

کـه خدایی نکرده دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . !

و یه جایی دلت میخواد دستشو بــکـشـی . . .

نـــگـهش داری . . .

صــورتــش رو مــیـون دســتـات مــحکـم بــگـیـری بــگـی :

بــبـیـن . . . !

مـن دوستـت♥ دارم
دیدگاه ها (۲)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p59صدای نینا محکم‌تر از قبل بود.«تو یه جم...

پارت شیش جونگ‌کوک آروم طوری که تو نشنوی ولی نامجون بشنوه، با...

dark life = 30

بخش آخر part 62آلینا اول بلند شد بعدم تهیونگ بلند شد و رفتن ...

رمان ارام باش

خنده ی ممنوعه.

رمان دخت من

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۸ویو راوی نورا دیگ...

I will love you forever🙃

شب التیام.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط