مادر بزرگمو بردم دکتر نوشت رادیولوژی که از سینش عکس بگیرن

مادر بزرگمو بردم دکتر نوشت رادیولوژی که از سینش عکس بگیرن.
بردمش عکسو که گرفت اومد بیرون بهم گفت دستت درد نکنه یه کم بهتر شدم.
من هم به روش نیاورم الان یه حلقه بالای سرم هست احساس می کنم فرشته ام !!!!
دیدگاه ها (۴)

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻪ آهنگی ﻛﻪ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﻴﻦ گوﺵ ﻣﻴﺪﺍﺩﻩ ﺑﺮگر...

جای تأسف است که ما برای شاد بودن بهانه ای می خواهیم، ولی برا...

مرده به زنش می گه چقدر دوستم داری٬ زنه میگه همون اندازه که ت...

آهای شمایی که دلتون گرفته!...اوه اوه چقد زیادین ببخشید بکارت...

پارت ۶۹۸با حس بيجوني و كسلي خيلي بدي که توي تمام تنم بود نیم...

پارت ۲۴Loveویو جونگین دیگه به خونه رسیدیم پدر پارک کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط