part

part 11🦋







نامجون«خیلی گرمم بود اما نمی‌خواستم مارا بره تو اتاق واسه همین سوشرتی که روی پیراهنم پوشیده بودم رو در آوردم و دکمه های پرهنم رو تا نصف باز کردم






-اخیش
&{سرشو برمیگردونه و به یه طرف دیگه نگاه می‌کنه}
-چیشد
&هیچی
-تو که خجالتی نبودی
&نه خوب
-برگرد ببینمت
&{برمیگرده سمتش}
-گرمم بود دکمه هامو یکمی باز کردم
&باشه من که چیزی نگفتم
-اخه بنظرم تعجب کردی
&نه
-باشه
&خوب من دیگه میرم اتاقم
-کجا
&می‌خوام یکمی بخوابم سرم درد می‌کنه
-تازه بیدار شدی که
&اره اما سر درد دارم
-من تنهایی حوصلم سر میره
&چیکار کنم
-نمیدونم





ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

part12🦋-میشه بیای اتاق من بخوابی پیشم&چرا-همینطوری& باشه -خی...

part14🦋‌ //چند ساعت بعدنامجون«با سنگینی روی پلکام بیدار شدم...

part10🦋&اگه واقعا همینطوری که میگین باشه -هست&باشه پس -پس از...

part9🦋& بفرمایید قهوتون-اخ دستت درد نکنه &خواهش میکنم-تو سرد...

بابایی{طابع قوانین ویسگون}(بچها حرفهای سوجین بچگونست)ویو جین...

P18🦋-رائون بلند سو بریم یکم جلوتر ابشار هست&چشم-مراقب باش نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط