هر بار

هر بار
من تو را
برای شعر بر نمی گزینم
شعر
مرا
برای تو برگزیده است

در هشیاری به سراغت نمی آیم
هر بار
از سوزش انگشتانم
در می یابم که باز
نام تو را می نوشته ام
دیدگاه ها (۵)

ای آنکه چشمهات به مهتاب می خوردنور تو کی به این دلِ بی تاب م...

آن قدر از مقابل چشم تو رد شدمتا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم من...

بعضی وقتها دفعه ی بعدی وجود ندارهشانس دوباره و وقت اضافه ای ...

در شهری که همه لنگ می زنند به کسی که درست راه می رود می خندن...

من اگر #شعر بودمبرای تو نوشته می‌شدمزیباترین #خنده‌ها در من ...

دلم وقتی نباشی درد داردبهاران بی تو رنگی زرد داردبه دنبالت ن...

"تـــُو"♥️چه راحت شعر می ‌شوی!با تو برای شعر گفتن نیازی به ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط