کاش لباس تن ملاک هیچ چیز نبود
کاش لباس تن مِلاک هیچ چیز نبود!
کاش می شد سر چرخ خیاطی می نشستی از باطنت،
چه خوب و چه بد
لباسی می دوختی و به تن می کردی...!
آن وقت بود که شاید
پیرمرد نمکی با صدای خسته صبحگاهیش که هر صبح نان های دور ریز و خشک شده ات را در ازای مبلغی ناچیز می خرید،
لباس حریری به تن می کرد
و تو
با تمام ادعایت؛
" ژنده پوشی بیش نبودی..."
کاش می شد سر چرخ خیاطی می نشستی از باطنت،
چه خوب و چه بد
لباسی می دوختی و به تن می کردی...!
آن وقت بود که شاید
پیرمرد نمکی با صدای خسته صبحگاهیش که هر صبح نان های دور ریز و خشک شده ات را در ازای مبلغی ناچیز می خرید،
لباس حریری به تن می کرد
و تو
با تمام ادعایت؛
" ژنده پوشی بیش نبودی..."
- ۴۱۴
- ۱۱ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط